زندگی نامه کامل حضرت عبدالعظیم(بخش دهم-عرض عقاید به امام هادی ع)

عرض عقاید به امام هادی علیه السّلام
شیخ صدوق و دیگران از جانب عبدالعظیم حسنی روایت کرده اند که فرمود : به خدمت امام هادی علیه السّلام مشرف شدم و چون آن حضرت مرا دید فرمود : آفرین بر تو ای ابوالقاسم تو دوست ما هسی (انت ولیّنا حقاً ) . عرض کردم ای فرزند رسول خدا(ص) من میخواهم دین خود را بر شما عرضه بدارم گر پسندیده و مورد قبول است ، بر آن ثابت بمانم تاخداوند را ملاقات نمایم ، فرمود : بیا ای ابوالقاسم . عرض کردم منم می گویم : خداوند تبارک و تعالی یکی است و مثلی برای او نیست و از حد ابطال و حد تشبیه خارج است و جسم و صورت و عرض و جوهر نیست ، بلکه پدید آورنده اجسام و صور و خلق کننده عرضها و جوهرهاست و خداوند مالک هر چیزی است و هر چیزی را او آفریده است . می گویم : محمد(ص) بنده و رسول خدا و پایان بخش پیامبران است و بعد از او تا روز قیامت پیغمبری نخواهد آمد و شریعت آن حضرت آخر همه شرایع است و بعد از آن تا روز قیامت شریعتی نیست . می گویم : امام و خلیفه و ولی امر بعد از پیامبر (ص) امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السّلام است و بعد از آن حضرت امام حسن ، بعد از آن امام حسین ، بعد از آن علی بن الحسین ، بعد از آن محمدبن علی ، بعد از آن جعفر بن محمد ، بعد از آن موسی بن جعفر ، بعد از آن علی بن موسی ، بعد از آن محمدبن علی علیهم السلام بعد از این بزرگواران ، ای مولای من امام واجب الطاعه تو هستی . پس از آن امام علی النقی علیه السّلام به جناب عبدالعظیم فرمود : فکیف للناس بالخلف من بعده ؟ قال : قلت : وکیف ذاک یا مولای ؟ قال : لانه لا یری شخصه و لا یحل ذکره باسمه حتی یخرج فیملاء الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً . بعد از من پسرم حسن امام است لیکن مردم درباره امام بعد از او چه خواهند کرد . 
گوید : گفتم ای مولای من مگر جریان زندگی امام بعد از او چه قرار است ؟ فرمود : برای این که شخص او دیده نمی شود و بر زبان آوردن نام او حلال نباشد تا این که خروج کند و زمین را از عدل و داد پر نماید هم چنان که از جور و ظلم پر شده باشد . گفتم : به این امام غائب هم معتقد شدم یعنی به امامت امام حسن عسکری علیه السّلام و خلف آن حضرت قائل شدم . اکنون من می گویم : دوست این بزرگواران دوست خداست و دشمن آنان دشمن خداست و اطاعت ایشان اطاعت خداست و نافرمانی آنان نافرمانی خداست و می گویم : معراج حق است و سؤال در قبر حق است و بهشت و دوزخ حق است و صراط و میزان حق است و آن که قیامت آمدنی است و در آن شکی نیست و خداوند زنده می کند کسانی را که در قبرها جا دارند و نیز عقیده دارم که واجبات بعد از اعتقاد به ولایت ، نماز و زکه و روزه و حج و جهاد و امر به معروف و نهی از منکر است . چون جناب عبدالعظیم دین و عقاید خود را بر امام زمانش حضرت هادی عرضه داشت و حضرت تصدیق او نمود ، فرمود : یا اباالقاسم هذا و الله الذی ارتضاه لعباده فاثبت علیه ثبتک الله بالقول الثابت فی الدنیا و الاخره . ای اباالقاسم به خدا سوگند این است دین خدا که آن را برای بندگانش پسندیده است ، بر همین عقیده ثابت باش خداوند تو را به همین طریق در زندگی دنیا و آخرت پایدار بدارد . بالاخره از دقایق زندگی حضرت عبدالعظیم معلوم می شود که وی در زمان خود از زهاد و عباد و پرهیزگاران و نیکوکاران به شمار می رفته و از جهت خلوص عقیده و قلب روشن و اعتقادات درست و صحیح مورد امامان عصر خود و شیعیان آنان بوده است . حدیث ابوحماد رازی که از رساله صاحب بن عباد نقل کردیم ، بزرگترین نشانه اعتماد و اطمینان آن بزرگواران نسبت به او می باشد ، این جمله امام هادی علیه السّلام که به او فرمود : مسائل دینی خود را از عبدالعظیم حسنی سؤال کن ، مؤید این کلام است و سفارش حضرت رضا علیه السّلام برای دوستان و شیعیان خود که توسط او فرستاده و مرحوم مفید در اختصاص ، آن را نقل کرده ، این هم دلیل روشنی است که آن حضرت به وی علاقه داشته و او را برای رسانیدن این پیام شایسته دیده است . حضرت هادی علیه السّلام در هنگامی که او عقاید خود را اظهار نمود، به او فرمود : ای ابوالقاسم به خدا قسم این عقاید شما همان دینی است که پیغمبر آن را آورده و این دین پدران من است ، بر این عقیده ثابت باش خداوند تو را بر عقیده درست ثابت بدارد . مسلماٌ تصدیق امام علیه السّلام عقاید او را بزرگترین فضیلت و منقبت برای وی محسوب می شود . و همچنین حضرت عبدالعظیم در میان علماء و بزرگان شیعه از احترام خاصی برخورداربوده است و از بزرگان و شخصیت های بزرگ و محدثین عالی مقام می باشند از جمله آنان محمد بن خالد برقی و احمدبن محمدبن خالد برقی و ابراهیم بن هاشم قمی که از مشایخ بزرگ حدیث و مؤلفین بزرگ شیعه هستند . علت این که حضرت عبدالعظیم مورد علاقه و محبت امامان زمان خود واقع گردیده ، این است که وی بر خلاف بعضی از اسلاف و بنی اعمام خود در مقابل امامان معصوم بسیار خاضع و خاشع بود و آن ها را واجب الطاعه می دانست و از اوامر و دستورات آنان سرپیچی نمی کرد وی به امامت و وصایت آن ها اعتقاد کامل داشت ، اخبار و نصوصی که درباره امامت ائمه دوازده گانه به وسیله او نقل شده ، دلیل روشنی است که وی به این گونه روایات اعتقاد داشته و رسیدن او خدمت حضرت هادی و عرضه داشتن معتقدات دینی خود را به حضور آن حضرت مؤید این مطب است . از حالات او کاملاً پیداست که وی از همان زمان که در مدینه و سایر شهرها که می زیسته ، مورد توجه و علاقه شیعیان و دوستان اهل بیت بوده و شخصیت ارجمندش نزد همگان معروف و مشهور بوده است . از تاریخ تولد و وفات حضرت عبدالعظیم اطلاع دقیقی در دست نیست ولی آنچه مسلم است وی در زمان حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام بوده و از روایتی که در فضیلت زیارت او رسیده ، پیداست که وی در زمان امام هادی وفات کرده است و این که بعضی از نویسندگان اخیر نوشته اند که حضرت بدالعظیم حسنی در سال 202 ه متولد شده ، مدرک درستی ندارد زیرا حضرت عبدالعظیم راوی هشام بن حکم است و او در سال 198 فوت نموده است و نیز عبدالعظیم محضر امام رضا علیه السّلام را نیز درک کرده و امام به وسیله او پیامی به شعیان فرستاده است و نیزمی دانیم امام رضا علیه السّلام در سال 203 به شهادت رسیده است بنابراین اگر تولد عبدالعظیم در سال 202 باشد باید این پیام را در یک سالگی دریافت نماید و این معقول نیست . با این حال مرحوم شیخ آقا بزرگ تهرانی تاریخ وفات حضرت عبدالعظیم را در نیمه شوّال 252 ثبت کرده است

باروی ری

تهران | باروی ری | www.vefagh.co.ir

باروی ری 

باروی ری با قدمت ۶۰۰۰ ساله دارای وسعتی در حدود ۱۸۰۰*۲۵۰۰ متر دارد و با باروی بسیاری از شهرهای نظامی مشابه قابل مقایسه ‌است . اطراف آن در گذشته خندقی وجود داشته که در هنگام خطر برای دفاع آن را از آب پر می‌ کرده‌ اند . طول بقایای این بارو ۴۵۳ متر است که به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می ‌گردد . حداکثر ارتفاع آن ۸ متر و حداقل آن ۳٫۲ متر می ‌باشد . این دیوار قدیمی در محوطه تاریخی محله چشمه‌ علی شهر ری قرار دارد .







آرامگاه بی ‌بی ‌شهربانو

آرامگاه بی ‌بی ‌شهربانو 

بی بی شهربانو نام آرامگاهی است در شهر ری . طبق کتیبه موجود در آن و باور مردم مقبره شهربانو همسر امام سوم شیعیان حسین بن علی و مادر امام چهارم شیعیان سجاد است .
به عقیده برخی از کارشناسان به دلایلی همچون قرارگرفتن زیارتگاه بر فراز کوه ، نزدیکی به چشمه ، ویژگی های معماری سنگی ، اختصاص زیارت آن به زنان در برخی دوره ‌ها ، کاربرد واژه بانو و شهربانو برای ایزد بانوی آناهید و تشابه افسانه بی بی شهربانو با داستان زیارتگاه زرتشتی « بانوی پارس » در یزد ، این بنا در اصل از نیایشگاه های آناهید ، الهه آب ‌ها و باروری و از پرستشگاه ‌های زرتشتیان پیش از اسلام بوده ‌است .
بقعه بی‌ بی‌ شهربانو
این مجموعه محوطه ‌ای است مستطیل شکل ( شمالی ـ جنوبی ) ، به طول ۳۳ متر و عرض ۲۲ متر که با دیواری سنگی متعلق به سده چهارم ( بوییان و سلجوقی ) محصور گردیده و از شمال به کوهستان محدود می ‌شود . در بخش جنوبی آن چند بنای محکم سنگی با پوشش گنبدی از سنگ و آجر وجود دارد . محوطه اصلی با احداث دیوار های جدید ، رواق ‌ها ، اتاق ‌ها ، راهرو و غیره در دوره‌ های گوناگون به دو قسمت (صحن) تقسیم شده‌ است .

بنای اصلی بقعه از سنگ و گچ ساخته شده و طاق‌ های آن آجری است . از سبک و وضع بنا برمی آید که هسته اصلی آن در دوره ساسانی ساخته شده باشد و در سده چهارم ( عهد آل بویه ) از آن برای آرامگاه استفاده شده و قسمت ‌هایی به آن افزوده ‌اند . این بقعه مشتمل بر حرم کوچک چهار گوشی است با ابعادی در حدود ۲۵ر۳ متر . مدخل اصلی حرم رو به مشرق و دارای سردری است متعلق به روزگار صفوی ، اما گنبد کاشی ‌کاری و برخی گچ ‌بری ‌ها و تزیینات آن از آثار دوره قاجار است .

جلو سر در ، دهلیزی قرار دارد که در گذشته به صورت ایوانی بوده و بخشی از حیاط اندرون بقعه به شمار می ‌آمده ‌است . در جنوب همین دهلیز بنای مربع سنگی استواری با ابعاد ۸ر۵ متر و پوشش ضربی متعلق به قرن چهارم وجود دارد . در جنوب حرم نیز اتاق طویل مسدودی در جهت شرقی ـ غربی قرار دارد که احتمال داده‌ اند متعلق به دوره ساسانی باشد . این اتاق از مشرق به بنای مربع سنگی مذکور منتهی می‌ گردد و معلوم می ‌شود که در آغاز ، راه ورود به بنای سنگی بوده‌ است . در شمال حرم ، مسجد یا رواقی از دوره قاجاریه وجود دارد . صحن بزرگتر بقعه که حیاط بیرونی آن محسوب می ‌شود در شمال همین مسجد قرار دارد . در شمال صحن اتاقی برای اقامت میهمانان متولی یا زوّار دیگر احداث شده‌ است .

پایین پله ‌های بقعه بی بی شهربانو و در سمت راست غاری به چشم می‌ خورد که مدخل تنگ و باریکی دارد . داخل غار نیز برای نذر شمع روشن می ‌کنند . در قسمتی از این هم غار پنجره ‌ای مشبک قرار دارد که می ‌گویند دختران جوان برای گشوده شدن بختشان بر روی آن دخیل می‌ بندند .

تاریخچه بقعه
هسته اصلی بنای مزبور را در دوران ساسانی ساخته ‌اند . از دیدگاه معماری قسمت گوشه جنوب شرقی آن که مشتمل بر بنای چهار گوش منظم و استوار سنگی با پوشش ضربی سنگ و آجری می‌ باشد و از عهد آل بویه و حرم و اطاق طویل جنوبی آن از دوران ساسانی و دیوار های خارجی صحن همزمان با بنای سنگی عهد آل بویه و عصر سلجوقیان می ‌باشد . در سده‌ های بعدی به وسیله احداث رواق و دیوار ها و اطاق‌ های مختلف و راهرو و ... محوطه اصلی را به دو صحن تقسیم و به صورت کنونی درآورده‌ ند . گنبد بقعه از عهد دیالمه است .
صندوق منبت روی قبر ، حدیث‌ ای پیامبر اسلام و لقب‌ ای شهربانو را دربرداشته و تاریخ ۸۸۸ هجری قمری و نام بانی و سازندگان آن ذکر شده‌ ست .
در منبت زیبایی از دوران شاه طهماسب در جنوب شرقی حرم که مدخل اصلی و قدیمی آن است قرار دارد . گچ بری ها و تزیینات دوره قاجاریه هم در این بقعه به چشم می خورد .
در این بقعه آثار تاریخی دیگری نیز وجود دارد .



تعدادی ار عکس ها:









قلعه گبری

قلعه گبری ( شهر ری ) 




قلعه گبری در جنوب شرقی شهر ری در شهرک علایی و محلی به همین نام واقع شده است و از جمله بناهای قدیمی است که قدمت آن به ۲۰۰۰ سال پیش می‌ رسد . این قلعه که مساحتی در حدود ۳۰۰۰ متر مربع دارد در دوره ساسانیان ساخته شده است ‌. برج و بارو های این قلعه در طی قرن‌ ها به دلیل فرسایش تخریب شده و امروز تنها دیوار های طولانی و مرتفع از خشت و گل بر جا مانده است ‌. پیش از انقلاب ‌، از این قلعه به عنوان کارخانه باروت سازی استفاده می ‌شد و پس از مرگ صاحب آن ‌، این قلعه در اختیار آستان عبد العظیم قرار گرفت ‌.
از آن‌ جا که فضای داخلی قلعه از اهمیت چندانی برخوردار نیست و به جهت مرتفع بودن دیوار ها و قرار گرفتن این قلعه بر روی تپه‌ ، اکنون از آن به عنوان انبار آستان عبد العظیم استفاده می ‌شود .



تعدادی از عکس های قلعه گبری:


                        






زندگی نامه کامل حضرت عبدالعظیم(بخش نهم-تاریخ ری و شخصیت ایشان)

ری ، پیش از طلوع (خورشید درخشان اسلام ، سرزمین پهناوری در میان کویر خشک و لم یزرع ) مرکزی و کوههای برهنه شمال ایران بوده که در حقیقت راه ارتباطی شرق ایران را به غرب پیوند می داده است . اوستا ، ری را دوازدهمین شهر مقدسی که اهورمزدا آفریده یاد کرده است و برخی عقیده دارند به علت مولد زردشت پیامبر ، آن را (راکازردشت) نامیده بودند . به طوری که در آن زمان طبقات چهارگانه کیش بانان ، جنگاوران ، کشت کاران و بازرگانان در این شهر آباد زندگی می کردند .ری پس از حمله اسکندر در سال 330 پیش از میلاد شکوه و جلال گذشته خود را از دست داد و دیه های آباد این خطه رو به ویرانی نهاد تا این که (سلوکوس) یکی از جانشینان اسکندر(317-280 ق-م) برای تجدید مجد و عظمت گذشته آن دامن همت به کمر زد و خرابه های ری را آباد و آن را به نام (اروپوس) که نام زادگاهش در مقدونیه بود نام گذاری کرد . (سلوکوس) در اطراف ری شهرهای تازه ای به نام (لاودکیا) و (آپامیا) بنا نهاد تا مقدونیانی که به ایران آمده بودند در این شهرها سکونت کنند و پس از چندی مجموعه این شهرها را ( ارساکیا) نامید . ری ، در زمان سلطنت شاهان ساسانی به اوج عظمت و شکوه گذشته خود رسید و از سال 500 تا 553 میلادی عده ای از ایرانیان که به کیش و آیین زردشت گرویده بودند به دین مسیح درآمدند و ری مقر اساقفه و مرکز تبلیغ آیین مسیح در ایران درآمد . در سال 641 میلادی یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی که تلاشهای وی در حراست و نگهداری مرزهای ایران بی نتیجه ماند ، ری را در آتش آشوب و شورش تازیان رها کرد و به سوی سرنوشت خویش گریخت . پس از حمله اعراب (نعیم بن مقرن) سردار تازی به کیفر پایداری مردانه ایرانیان ، ری را در سال 22 هجری ویران ساخت و پس از او (سعدبن ابی وقاص) در سال 25 هجری به منظور خاموش کردن آتش آشوب ، دیگر بار بر ویرانی آن افزود تا این که بعد از حدود نیم قرن ، ری چهره تازه ای به خود گرفت و آبادی از دست رفته را سال 141 هجری در زمان مهدی عباسی پسر و ولیعهد منصور دوانقی که والی آن سرزمین بود بازیافت و چنان با سرعت رو به آبادی رفت که هارون الرشید زندگی در ری را آرزو می کرد . ری تا سال 250 هجری (865 میلادی) همچنان آباد باقی ماند ولی جنگ و ستیز میان زیدیه و طاهریه از یک طرف و زیدیه و خلفای بغداد از طرف دیگر ری را به ویرانی کشاند و در عهد سامانیان و دیلمیان بر اثر نابسامانیهای زمان و جنگها و کشمکش های حکمرانان ، ری روزی آباد و دیگر روز به ویرانی می رفت . درسال 427 هجری (1043میلادی) که راه ری به روی غزنویان باز شد بسیاری از مردم این سرزمین در جنگها کشته و شهر ویران تر از گذشته شد و آنچه از کتب علوم و فلسفه و نجوم بود به باد یغما رفت ، در سال 434 هجری دوره سلجوقیان و سپس در سال 590 هجری در دوره خوارزمشاهیان ، ری همچنان در آتش ناامنی و آشوب می سوخت و همچنین در تاخت و تاز مغول آنچنان ویران شد که دیگر روی آبادی به خود ندید . از آن پس ورامین که از توابع ری شمرده می شد مرکز اداری حکومت مغول گشت و آن شهری که اصطخری درباره آن گوید (پس از بغداد شهری آبادتر از ری در مشرق نبوده و درازا و پهنای آن یک فرسنگ و نیم در یک فرسنگ و نیم بوده و دیه های آن هر یک بزرگتر از شهر بوده) کارش بدانجا رسید که تیمور بی هیچ گونه مقاومتی بر آن دست یافت و آن را از مردم و آبادی تهی کرد. این فراز و نشیب ها در تاریخ شهری به قدمت تاریخ ، همچنان ادامه داشت تا به زمان حاضر پیوست و حتی در گذشته ای نه چندان دور در کتب درسی می خواندیم که ( خرابه های ری نزدیک تهران است ).

 اما امروز درپرتو عنایات امامزاده واجب التعظیم حضرت شاهزاده عبدالعظیم و امامزاده حمزه علیه السّلام و توجهات مخصوص مسئولان امور آستان مبارکشان ، پراکندگیهای گذشته در عصر رستاخیز به یکپارچگی مبدل گشته و عشاق بارگاه قدسی برای درک فیض بیشتر به آبادانی این درگاه عالیجاه همت گمارده اند تا آنجا دیگر بار ری مجد و عظمت خود را باز یافته و به صورت شهری باشکوه و زیبا در جنوب تهران ، پایتخت کشور ایران خودنمایی می کند . همچنین ایجاد پالایشگاه نفت در جنوب شهر ری به عنوان یک پدیده صنعتی ، ری را علاوه بر جنبه های ملی و مذهبی به سوی یک شهر صنعتی گرایش داده است.